بندر و عملیات لجستیکی

محور غرب بندرعباس؛ گلوگاه خاموش لجستیک ملی

انویسنده مطلب: امیرحسین عبدیتیر ۱۴۰۵13 بازدید۱۰ دقیقه مطالعه
محور غرب بندرعباس؛ گلوگاه خاموش لجستیک ملی

چرا حل گره میدان سایت پایان مسئله نیست؟ این مقاله، دسترسی غرب بندرعباس را در پیوند با ترافیک بندری، سفر کارکنان صنایع و حکمرانی شبکه بررسی می‌کند.

در غرب بندرعباس، مسئله‌ای در حال شکل گیری و تشدید است که در ظاهر، خود را به شکل ترافیک روزانه، صف کامیون‌ها، ازدحام خودروهای سبک و سنگین و نارضایتی رانندگان و کارکنان نشان می‌دهد؛ اما در واقع، نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر در حکمرانی زیرساخت، لجستیک و توسعه صنعتی است. محور دسترسی غرب بندرعباس امروز فقط یک مسیر شهری یا جاده‌ای نیست؛ این محور به یکی از شریان‌های حیاتی تجارت خارجی، صنعت، انرژی، حمل‌ونقل جاده‌ای و فعالیت‌های بندری کشور تبدیل شده است.

بندر شهید رجایی، منطقه ویژه صنایع معدنی و فلزی خلیج فارس، پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ایزوایکو، صنایع پشتیبان بندری، مسیرهای ترانزیتی و تردد روزانه هزاران نفر از کارکنان و رانندگان، همگی به نوعی به این پهنه و مسیرهای دسترسی آن وابسته اند. طبیعی است که وقتی چنین حجم متراکمی از فعالیت‌های ملی، صنعتی و بندری بر یک محور محدود متمرکز شود، کوچک‌ترین اختلال در مسیر، به تأخیر، اتلاف انرژی، افزایش هزینه عملیاتی، کاهش بهره‌وری، افزایش ریسک تصادف و افت کیفیت زندگی شاغلان و شهروندان منجر شود.

در ماه‌های اخیر، اجرای پروژه تقاطع غیرهمسطح یا روگذر میدان سایت بندرعباس به عنوان یکی از اقدامات مهم برای رفع گره ترافیکی این محدوده مطرح و پیگیری شده است. گزارش‌های منتشرشده نیز از ورود این پروژه به مرحله اجرا یا پیگیری جدی آن با هدف کاهش گره‌های ترافیکی و ارتقای ایمنی عبور و مرور حکایت دارد. این اقدام بدون تردید، اقدامی مثبت و ضروری است. میدان سایت یکی از نقاط آشکار بروز بحران ترافیکی در غرب بندرعباس است و اصلاح هندسی یا احداث تقاطع غیرهمسطح در این محدوده می‌تواند بخشی از تعارض‌های حرکتی، توقف‌ها و صف‌های روزانه را کاهش دهد.

اما مسئله اصلی این است که میدان سایت، علت اصلی بحران نیست؛ میدان سایت محل ظهور بحران است.

اگر ریشه مسئله به درستی فهم نشود، ممکن است اجرای روگذر میدان سایت در افکار عمومی یا تصمیم‌گیری اداری به عنوان «حل مسئله» تلقی شود؛ در حالی که این پروژه، هرچند لازم و مفید، فقط یکی از اجزای یک راه‌حل بزرگ‌تر است. بحران اصلی در غرب بندرعباس، وابستگی بخش بزرگی از پهنه بندری و صنعتی استان به یک محور دسترسی محدود و کم جایگزین است. تا زمانی که این وابستگی ساختاری اصلاح نشود، ترافیک ممکن است از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل شود، اما مسئله در مقیاس محور و شبکه باقی خواهد ماند.

دسترسی زمینی؛ بخشی از زیرساخت زنجیره تأمین

بندر شهید رجایی در مقیاس ملی جایگاهی دارد که نمی‌توان دسترسی زمینی آن را موضوعی محلی دانست. گزارش‌های منتشرشده از عملکرد کانتینری این بندر در یازده‌ماهه سال ۱۴۰۳، از ثبت بیش از ۲.۲۶ میلیون TEU عملیات کانتینری خبر داده‌اند. در گزارش‌های دیگر نیز به سهم بسیار بالای بندر شهید رجایی در عملیات کانتینری کشور و ظرفیت مهم آن در تجارت خارجی ایران اشاره شده است. این ارقام نشان می‌دهد که دسترسی به این بندر صرفاً موضوعی مربوط به رفت‌وآمد روزانه یا ترافیک شهری نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی زنجیره تأمین ملی است.

از این منظر، اگر کامیونی در مسیر دسترسی به بندر معطل می‌شود، فقط یک راننده زمان از دست نداده است؛

بخشی از ظرفیت لجستیکی کشور معطل شده است. اگر سرویس کارکنان صنایع در ترافیک گرفتار می‌شود، فقط زمان چند کارمند یا کارگر از بین نرفته است؛ بهره‌وری یک پهنه صنعتی کاهش یافته است. اگر خودروهای سبک و سنگین در یک محور محدود و پرتعارض با هم ترکیب می‌شوند، فقط ازدحام ایجاد نمی‌شود؛ ریسک ایمنی، مصرف سوخت، استهلاک ناوگان و هزینه‌های پنهان اقتصادی افزایش می‌یابد.

در چنین شرایطی، نگاه صرفاً عمرانی به مسئله کافی نیست. تجربه بسیاری از گلوگاه‌های ترافیکی نشان داده است که ساخت پل، تونل یا تقاطع غیرهمسطح، زمانی اثربخش است که در دل یک برنامه شبکه‌ای، داده‌محور و چندسازمانی قرار گیرد. اگر پس از اجرای روگذر میدان سایت، همان الگوی ورود زودهنگام کامیون‌ها، همان نبود پارکینگ‌های انتظار، همان تمرکز سفر کارکنان در ساعات اوج، همان توقف‌های حاشیه‌ای، همان کاربری‌های مزاحم کنار محور و همان نبود مسیر جایگزین ادامه داشته باشد، بخش مهمی از مسئله پابرجا خواهد ماند.

مسئله غرب بندرعباس، در اصل، مسئله ظرفیت نیست؛ مسئله «نسبت ظرفیت به تقاضای انباشته‌شده» است. ظرفیت فیزیکی محور محدود است، اما تقاضای تحمیل‌شده بر آن بسیار متنوع و سنگین است. کامیون‌های بندری، خودروهای کارکنان صنایع، ناوگان سوختی، خودروهای خدماتی، مسیرهای ترانزیتی، رفت‌وآمدهای محلی، سرویس‌های کارگری، خودروهای شخصی و سفرهای بین‌شهری، همگی در مقاطع زمانی مشخص روی یک شبکه محدود فشار وارد می‌کنند. نتیجه این وضعیت، تشکیل گره‌هایی است که میدان سایت فقط یکی از آشکارترین آنهاست.

هزینه پنهان تأخیر و نیاز به داده معتبر

در تحلیل اقتصادی این مسئله نیز باید محتاط اما صریح بود. برآوردهای اولیه نشان می‌دهد حتی با فرض‌های محافظه کارانه، تأخیرهای ناشی از ترافیک این محور می‌تواند سالانه هزینه‌ای قابل توجه بر اقتصاد حمل‌ونقل، بندر، صنایع و ناوگان جاده‌ای تحمیل کند. عدد دقیق این هزینه نیازمند پایش رسمی، ثبت داده‌های معتبر و مدل سازی ترافیکی است؛ اما نبود داده دقیق نباید بهانه‌ای برای کم اهمیت جلوه دادن مسئله باشد. اتفاقاً فقدان آمار شفاف از میزان تردد، متوسط تأخیر، طول صف، سهم ترافیک بندری و صنعتی، سهم خودروهای کارکنان و نرخ تصادفات، خود یکی از نشانه‌های ضعف حکمرانی در این محور است.

بنابراین، به جای تأکید بر یک عدد قطعی، بهتر است مسئله با سناریوهای مختلف بیان شود. در سناریوی حداقلی، اگر فقط بخشی از عملیات بندری و صنعتی را مشمول تأخیر بدانیم، باز هم هزینه سالانه اتلاف زمان، سوخت، استهلاک و کاهش بهره‌وری ناوگان، رقم قابل توجهی خواهد بود. در سناریوهای واقع بینانه‌تر، به ویژه در ساعات اوج یا دوره‌های پرترافیک، هزینه پنهان این تأخیرها می‌تواند به چندین هزار میلیارد تومان در سال برسد. این برآورد، حتی پیش از محاسبه هزینه‌های غیرمستقیم مانند آلودگی، تصادفات، نارضایتی اجتماعی، کاهش قابلیت اطمینان بندر و افت رقابت‌پذیری لجستیکی کشور است.

روگذر میدان سایت؛ نقطه شروع اصلاح

در چنین شرایطی، روگذر میدان سایت باید به عنوان «نقطه شروع اصلاح» دیده شود، نه «نقطه پایان مسئله». این پروژه می‌تواند فشار موضعی را کاهش دهد و بخشی از تعارض‌های حرکتی را برطرف کند؛ اما راهکار اصلی بازطراحی تدریجی نظام دسترسی غرب بندرعباس است. این بازطراحی باید هم‌زمان چند محور را دنبال کند افزایش ظرفیت زیرساختی، ایجاد مسیرهای جایگزین، مدیریت تقاضای سفر، تفکیک ترافیک سبک و سنگین، ساماندهی کاربری‌های حاشیه محور، بهبود نوبت‌دهی کامیون‌ها، ایجاد پارکینگ‌های انتظار، مدیریت شیفت کارکنان صنایع و یکپارچه‌سازی تصمیم‌گیری میان دستگاه‌های مسئول.

پایش دائمی ترافیک محور

یکی از مهم‌ترین اقدامات کوتاه‌مدت، ایجاد نظام پایش دائمی ترافیک محور است. تا زمانی که مسئله به صورت دقیق اندازه‌گیری نشود، تصمیم‌ها عمدتاً واکنشی، مقطعی و تحت فشار افکار عمومی خواهد بود. باید مشخص شود در هر ساعت از شبانه روز چه تعداد خودروی سبک و سنگین از محور عبور می‌کند، متوسط زمان عبور چقدر است، تأخیر در کدام نقاط شکل می‌گیرد، سهم کامیون‌های بندری از کل ترافیک چقدر است، چه میزان از تردد مربوط به کارکنان صنایع است، چه کاربری‌هایی در حاشیه مسیر باعث توقف و کاهش سرعت می‌شوند و تصادفات در کدام نقاط تمرکز بیشتری دارند. بدون این داده‌ها، هر راهکاری ناقص و قابل مناقشه خواهد بود.

نوبت‌دهی کامیون و پارکینگ انتظار

در کنار پایش، باید سامانه نوبت‌دهی و ورود کامیون‌ها به محدوده بندر و صنایع نیز بازنگری شود. کامیونی که هنوز امکان ورود مؤثر به بندر یا انجام عملیات ندارد، نباید در محور اصلی معطل بماند. حضور زودهنگام کامیون‌ها در حاشیه مسیر، نه تنها ظرفیت عبوری محور را کاهش می‌دهد، بلکه زمینه ساز توقف‌های ناایمن، صف‌های طولانی بی نظمی و افزایش احتمال تصادف می‌شود. راهکار منطقی، تعریف پنجره‌های زمانی پویا، ایجاد پارکینگ‌های انتظار خارج از محدوده بحرانی و اتصال نوبت‌دهی کامیون‌ها به ظرفیت واقعی ورودی بندر، گمرک، ترمینال‌ها و باسکول هاست.

تردد کارکنان و مدیریت شیفت صنایع

از سوی دیگر، تردد کارکنان صنایع بزرگ نیز باید بخشی از مسئله تلقی شود. در بسیاری از تحلیل‌ها، تمرکز فقط بر کامیون هاست؛ در حالی که حجم بالای سفرهای روزانه کارکنان، به ویژه در ساعات شروع و پایان شیفت، فشار قابل توجهی بر محور وارد می‌کند. اگر صنایع بزرگ غرب بندرعباس، هر یک مستقل از دیگری برنامه شیفت، سرویس و جابه‌جایی نیروی انسانی خود را تنظیم کنند، نتیجه آن تشدید پیک‌های ترافیکی خواهد بود. مدیریت شناور ساعت شروع و پایان شیفت‌ها، افزایش سهم سرویس‌های جمعی، کاهش استفاده از خودروهای تک سرنشین و طراحی مسیرهای منظم حمل‌ونقل کارکنان می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد.

تفکیک ترافیک سبک و سنگین

در سطح میان‌مدت، تفکیک ترافیک سبک و سنگین باید به عنوان یک اصل پذیرفته شود. ترکیب کامیون‌های سنگین خودروهای شخصی، موتورسیکلت‌ها، سرویس‌های کارکنان و خودروهای خدماتی در یک مسیر محدود، هم سرعت جریان را کاهش می‌دهد و هم خطرات ایمنی را افزایش می‌دهد. ایجاد خطوط ویژه در مقاطع بحرانی، مسیرهای کندرو، نقاط توقف اضطراری، دسترسی‌های فرعی برای کاربری‌های خدماتی و محدودیت ورود کامیون‌های فاقد نوبت معتبر، می‌تواند نظم ترافیکی محور را افزایش دهد.

مسیرهای مکمل و جایگزین

اما در بلندمدت، هیچ یک از این اقدامات جایگزین ایجاد مسیرهای مکمل و جایگزین نخواهد شد. پهنه غرب بندرعباس نباید برای همیشه به یک شریان اصلی وابسته بماند. تکمیل محورهای جایگزین، ایجاد دسترسی‌های پشتیبان، توسعه حمل‌ونقل ریلی و ترکیبی، و بازطراحی پهنه لجستیکی غرب بندرعباس باید در دستور کار ملی قرار گیرد. بندری با نقش راهبردی بندر شهید رجایی، نمی‌تواند از نظر دسترسی زمینی به وضعیتی وابسته باشد که با یک تصادف، یک توقف، یک صف یا یک پروژه عمرانی، دچار اختلال جدی شود.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که روند توسعه آینده بندر، صنایع و تجارت خارجی را نیز در نظر بگیریم. اگر امروز محور غرب بندرعباس در ساعات اوج با فشار جدی مواجه است، در سال‌های آینده با افزایش ظرفیت بندری، توسعه صنایع، رشد حمل‌ونقل کانتینری، افزایش تردد کارکنان و گسترش فعالیت‌های لجستیکی، این فشار بیشتر خواهد شد. بنابراین، هر تصمیم امروز باید نه فقط برای رفع گره فعلی، بلکه برای تحمل بار آینده طراحی شود.

هماهنگی دستگاه‌های مسئول

در این میان، تشکیل یک کارگروه ملی یا دست کم یک ستاد دائمی و پاسخ گو برای مدیریت محور غرب بندرعباس ضروری است. این مسئله در اختیار یک دستگاه واحد نیست. سازمان بنادر، راهداری، شهرداری، پلیس، گمرک، استانداری، صنایع بزرگ، شرکت‌های حمل‌ونقل، انجمن‌های صنفی و بخش خصوصی بندری، همگی در بخشی از مسئله نقش دارند. اگر هر دستگاه فقط مسئولیت محدود خود را ببیند، مسئله در سطح شبکه حل نخواهد شد. نیاز امروز، یک ساختار هماهنگ کننده با اختیار، داده، برنامه زمان بندی، شاخص عملکرد و گزارش دهی منظم است.

این کارگروه باید مأموریت روشنی داشته باشد: نخست، اندازه‌گیری دقیق و مستمر وضعیت موجود؛ دوم، کاهش فوری گره‌های بحرانی؛ سوم، اصلاح نظام ورود و خروج کامیون‌ها؛ چهارم، ساماندهی تردد کارکنان و کاربری‌های حاشیه‌ای؛ پنجم، طراحی مسیرهای جایگزین و پشتیبان؛ و ششم، تهیه برنامه جامع بازطراحی دسترسی غرب بندرعباس در افق میان‌مدت و بلندمدت.

شاخص‌های موفقیت نیز باید روشن باشند. کاهش متوسط زمان عبور از محور، کاهش طول صف کامیون‌ها، کاهش توقف‌های غیرمجاز، افزایش سهم کامیون‌های دارای نوبت معتبر، کاهش تصادفات، افزایش سهم حمل‌ونقل جمعی کارکنان و انتشار گزارش‌های دوره‌ای، از جمله شاخص‌هایی است که می‌تواند مانع تبدیل جلسات به گفت‌وگوهای بی نتیجه شود.

جمع‌بندی

در نهایت، باید پذیرفت که مسئله ترافیک محور غرب بندرعباس، مسئله‌ای محلی با اثرات ملی است. میدان سایت یکی از نمادهای این بحران است، اما همه بحران نیست. روگذر میدان سایت، اگر درست اجرا شود، می‌تواند بخشی از مشکل را کاهش دهد؛ اما اگر به عنوان راهکار نهایی تلقی شود، چند سال بعد همین بحران در نقطه‌ای دیگر از محور خود را نشان خواهد داد.

انتخاب امروز سیاست گذاران و مدیران اجرایی، انتخاب میان ساختن یا نساختن یک پل نیست. انتخاب واقعی میان دو رویکرد است: رویکرد نخست، حل مقطعی گره‌های آشکار و انتقال تدریجی بحران به نقاط دیگر؛ رویکرد دوم، پذیرش واقعیت و آغاز بازطراحی یکپارچه دسترسی غرب بندرعباس به عنوان گلوگاه ملی لجستیک کشور.

غرب بندرعباس به یک پل نیاز دارد؛ اما بیش از آن، به یک نقشه راه نیاز دارد.

امیرحسین عبدی مشاور ارشد مدیریت بندری، لجستیک و توسعه کسب وکار نماینده انجمن بنادر خصوصی ایران در استان هرمزگان

برچسب‌ها:#غرب بندرعباس#میدان سایت#ترافیک بندری#دسترسی
اشتراک‌گذاری:
ا

نویسنده مطلب

امیرحسین عبدی

Always Learning. Always Building.

صفحه اصلی

نوشته‌های مرتبط